ک
کائنات: سپهر- جهان هستی- چرخ
گردون - زمین و زمان.
کاباره: (فر) -
میکده - باده گاه.
کابوس: خواب ترسناک
- بختک - خفتک.
کاپیتن: (فر) سروان-
فرمانده.
کاتب: نویسنده - دبیر
- نگارنده.
کاتولیک: (فر) پاپ گرا.
کادو: (فر) ارمغان- پیشکش.
کاذب:
دروغگو- دروغپرداز.
کار و کاسبی:
کارو پیشه- پیشه وری.
کاربوراتور:
(فر) سوخت آما.
کارت: (فر) برگه -
برگی.
کارت پستال: پیک برگ.
کارت تبریک: شادباش برگ.
کارچاق کن: کار راه انداز- میانجی.
کارت دعوت: برگه فراخوانی.
کارت
عروسی: جشن برگ.
کارد جراحی:
نیشتر- نِشتر.
کارد قصابی: کارد گوشت
بری
کارناوال: (فر)
کاروان شادی.
کاریکاتور: (فر) خندک.
کاسب: سوداگر- پیشه ور- فروشنده.
کاشف: یابنده - پی برنده - آشکارگر.
کافر: بی دین.
کافه: (فر)
چایخانه.
کافی: بسنده- بایسته - بس.
کافی و وافی: بایسته و شایسته.
کاکائو: (اس) هنده بادام- خُرمک.
کالج: (فر) آموزشگاه.
کامپیوتر:
رایانه.
کام طلب: کامجو.
کامل: درست- رسا- آرسته- همه گیر.
کاملاً: به درستی- بی گفتگو-بی چون و چرا.
کامیون: (فر) باری.
کاناپه:
(فر) نیمکت- نیم تخت- دیوان.
کانال:
(فر)آبراهه - آبراه.
کاندیدا: (فر)
نامزد.
کانون: باشگاه- آتشدان.
کانون خانواده: آتش خانواده.
کاهل:
تنبل- تن پرور- سست.
کبد: جگر.
کبر: بزرگ- خود بزرگ بینی- خودنمایی - خودخواهی.
کِبَر سن: سالخوردگی- پیری.
کبریا: بزرگی- شکوه - فر-
والایی.
کبریت: گیرانه - گوگرد.
کبکَبه و دبدبه: بانگ و شکوه- دم و دستگاه.
کبیر: بزرگ- بلند پایه- مهان -گرامی.
کبیسه: بهیزک.
کپی: (فر)
رونوشت- رونگاشت- نگاره.
کپسول: (فر)
پوشینه.
کُت: (فر) نیم پوش-کُرته.
کتاب: نسک- نوشته- نامک.
کتابخانه:
نسک خانه - دبیره خانه.
کتابچه:
دفترچه.
کتاب اندرز: پندنامک.
کتاب خطی: نسک دستنویس-نوشته دستنویس.
کتاب مقدس: نامه اشویک- مانسر.
کتابت:
نوشتن- نویسندگی- دبیری.
کتاب جنگ:
کارنامک- جنگ نامه..
کتاب حقوق:
داتستان نامک.
کتف: شانه- استخوان
شانه - کَت.
کتک: (ت) چوبدستی- کوبه.
کتک زدن: با چوب زدن- کوب زدن- مشت و لگد زدن.
کتمان: پنهان کردن- نهان کاری- رازپوشی.
کثافت: ناپاکی- آلودگی - پلیدی.
کثرت:
فراوانی- بسیاری- انبوهی - سرشاری- فزونی.
کثیر: انبوه- فراوان - بسیار- گزاف.
کثیرالزاویه: چند گوشه.
کثیرالاضلاع:
بسیار بر- چند بر- چندین پهلو.
کثیرالوقوع:
پررویداد- پرپیشامد.
کثیف: چگال-چرک
آلود - ناپاک.
کج خلق: بد خوی-
کژخوی.
کج طبع: کژسرشت- کژ
نهاد-کژخوی.
کدر: تیره- تار- گرفته-
لرد - اندوه.
کدورت: تیره شدن-
تیرگی- دلتنگی- رنجوری - رنجیدگی.
کذّاب:
دروغگو- دروغپرداز.
کذب: دروغ.
کرامت: دهش- بخشندگی- جوانمردی.
کراهت: ناپسندی- زشتی - بیزاری.
کُرست: (فر) سینه بند- کمر بند- شکم بند.
کرسی: چارپایه- تخت- اورنگ.
کَرَم:
بخشش- دهش- جوانمردی.
کریم: بخشنده -
دهشگر - دلجو - مهربان - دست و دل باز.
کِرِم:
(فر) خامه- سرشیر- نرماک.
کرنش: (ت)
فروتنی- سرفرودآوردن.
کروی:
گرد-گوییک.
کُره: گوی- گرد.
کریدور: (فر) دالان- سرسرا.
کریه:
زشت- بدریخت.
کریه المنظر: زشت روی
- بد ریخت.
کُزاز: پی فشردگی - سوزین.
کساد: بی خریدار- بی دادو ستد.
کسالت: رنجوری- ناخوشی - بیماری.
کسب:
پیشه وری- سوداگری -پیله وری.
کسبه:
پیشه وران- سوداگران- پیله وران.
کسب و حرفه:
کار و پیشه.
کسر: برخه- کاهش- کم.
کسره: زیرنشان- زیرواگ.
کسر کردن:
کاهیدن- کم کردن.
کسل: رنجور- ناتوان-
دلتنگ.
کسوف:خورشید گرفتگی.
کِسوت: جامه- پوشش- رخت- پوشاک.
کشّاف: پرده گشاینده - آشکارکننده.
کشف: پیداکردن- پی بردن- آشکارساختن- هویدا کردن.
کِش و قوس: پیچ و تاب - تب و تاب.
کشیک: (ت) نگهبانی.
کشیک دادن:نگهبانی
دادن- پاسداری.
کعب: ریشه سوم.
کعب الاخبار: آگاه از همه- همه دان.
کفاره: تاوان- پرداخت - بازدهی- کیفر- پادافره.
کفاش: کفشگر- کفشدوز.
کفاف:
بسنده - بس- بسندگی.
کفالت: سرپرستی-
نمایندگی- جانشینی.
کفالت نامه:
پایند نامه.
کفایت: شایستگی-
برازندگی- کاردانی.
کفایت داشتن:
شایستگی داشتن - کارآمد بودن.
کفایت کردن:
برآمدن- کارساختن.
کفر: بی دینی-
ناباوری.
کفرنعمت: نمک نشناسی-
ناسپاسی.
کفل: ران- سرینَک.
کفن: جامه ی مرده - مرده پوش - مرگ جامه .
کفّه: پِله ترازو- گرد- گرده- چاهک.
کفیل: پایندان- سرپرست- جانشین.
کلّ:
همه- همگی- سراسر.
کلاً: رویهمرفته-
رویهم - یکجا.
کلاس:(فر) آموزگاه-
پایه- رسته- رده.
کلاسیک: دیرینه -
پیش گامه.
کلاچ: (ا) چنک.
کلام: سخن- گفتار- گفت- گویش.
کلام
بلیغ: سخن رسا - گفتار شیوا.
کلام
صریح: گفتار بی پرده-سخن روشن.
کلام
مرموز: سخن پوشیده- سخن رازمندانه - گفتار در پرده.
کلام موزون: سروده- سخن خوش آوا.
کلام
خدایی: سخن خدایی.
کلمه:
واژه.
کلمات قصار: سخنان رسا و شیوا -
سخنان کوتاه و روان.
کلوب: باشگاه.
کلیّات: دیوان.
کلیّت:
فراگیری- بنیادوری- بنیادین.
کلیسا:
پرستشگاه ترسایان.
کلیچه: گردماه- نان
گرده.
کلیمی: یهودی.
کلّیه: همه- همگی.
کُلیه:
(فر) گردن بند- گردن آویز-سینه ریز.
کماکان:
چنانکه بود- چنان که هست.
کمافی السابق:
مانند گذشته.
کمک: (ت) یاری- یاوری-
پشتیبانی.
کمال: فرهیختگی- والایی-
فرازمندی.
کمپوت: (فر) خوشاب.
کم جمعیّت: کم بوم.
کم جرأت:
بزدل- ترسو.
کم حوصله: نا شکیب.
کم جواب: کم پاسخ.
کم حرص:
کم آز.
کم خرج: کم هزینه.
کم سئوال: کم پرس- کم زبان.
کم شرّ:
کم آزار.
کم طاقت: کم تاب.
کم ظرفیت:کم گنجایش- خود گم کرده- کم شکیب.
کم عقل: کم خِرد - کوته بین.
کم عمر:
کم سال.
کم عمق: کم ژرفا.
کم فرصت:کم زمان - کم بهر.
کم فضا:
کم جا.
کم فهم: کم هوش.
کم قدر: کم ارج.
کم قدم: کم
گام - آهسته رو.
کمک به یکدیگر:
همیاری.
کمک طلبیدن: یاری خواستن.
کمک کار: یارکار- اَییار.
کمک کردن:
یاری کردن.
کم لطف: کم مهر- بی مهر.
کم محلی: کم مهری- کم ارجی.
کم و کیف:
چند و چون- چگونگی.
کمُد: (فر) گنجه -
اِشکاف.
کُمدی: (فر) نمایش خنده دار-
شوخواره.
کمک دهنده: دستیار- همیار.
کمین: بزنگاه- بزنگه- پنهان شدن.
کمین
کردن: پنهان کردن-گوش به زنگ- خود نهانیدن.
کمیّت: چندی- اندازه.
کنایه: گوشه زدن- سخن پهلودار.
کُن فَیَکون: زیر و رو- درهم ریخته.
کنترات: (فر) پیمان.
کنتور:
(فر) دستگاه شمارش-شمارنده.
کنترل:
(فر) وارسی - بازرسی.
کِنِس: نخور-
پول دوست- چشم تنگ.
کنسرت: (فر)
همنوازی.
کنسرو: (فر) خوراک سربسته -
بایتار.
کنسول: (فر) رایزن.
کنفرانس: (فر)گردهمایی - سخنرانی.
کُنکور: (فر) آزمون.
کنگره:
(فر) گرد همآیی- انجمن.
کنیه: نام
خانوادگی- پیش نام.
کوارتز: (فر)
دُرکوهی- سنگ شیشه.
کوپُن: (فر) بُرش-
برگ بها دار.
کوچ: (ت) جا به جا شدن-
بوم رهایی.
کوچ نشین: خوش نشین.
کودتا: (فر) براندازی- واژگونی.
کوکب:
ستاره- اختر.
کوکبه: شکوه.
کولاک: (ت) کوهه-کوهاک-گرد باد - توفان.
کولر: (فر) خنک کننده.
کهولت:
پیری- سالخوردگی- فرتوتی- فرسودگی.
کیاست:
زیرکی- هوشیاری- خردمندی.
کید: فریب
- نیرنگ - ترفند - دورویی.
کیسه صفرا:
زهر
کیفیّت: چونی- چگونگی.
کیک،کاک: شیرینی
کمّ و کیف:
چونی و چندی.
کِیف: خوشی- سرمستی.
کِیل: پیمانه- پیمایش.
کیلو:
(فر) هزار.
کیمیا: کاف- ماتورزی.
کیمیاگر: کافگر- ماتورز.
برگشت به فهرست
|